آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

112

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

بلندى آويزان كرده بودند و به طرز زيبائى نور آن‌ها بازى مىكرد . تعداد زيادى از اهالى شهر در ميدان گرد آمدند ، عده‌ئى روى زمين نشستند ولى گروه ديگر در حالى كه مشعل و تركه و نارنج به دست داشتند دايره‌وار قرار گرفتند و آغاز به خواندن كردند . اين بخش از مراسم داراى اين ويژگى است كه در اردبيل پنج خيابان بزرگ و اصلى وجود دارد و هر يك از آن‌ها مختص به صنف معينى است . اين اصناف هر كدام دستهء ويژه و جداگانه‌ئى تشكيل دادند و براى خود مداحان « 1 » ( كه از آن‌ها بسيار وجود دارد ) معينى دارند كه در مدح حضرت على ( ع ) و امام حسين ( ع ) اشعارى ساخته‌اند و كسى كه بهترين صوت را داراست در حضور خان سرودهء خود را با آواز مىخواند . صنفى كه اكنون بهترين سروده و نوحه را ارائه دهد نامور مىشود و با دريافت شربت مورد تحسين و التفات اهالى قرار مىگيرد ، به همين دليل به صورت گروه‌هاى مجزا يكى پس از ديگرى در دايره‌ئى منظم برابر خان و سفرا آمدند و به مدت دو ساعت به خواندن ( يا بهتر گفته شود شيون و زارى ) با تمام توانائى جسمى خود پرداختند . غير از اين در قسمت چپ گروهى متشكل از هفت جوان برهنه مىرقصيدند . اين‌ها كه چاك‌چاكو « 2 » نام دارند خود را از سر تا به پا با نفت و خاكه - ذغال سياه و براق كرده و فقط عورت خود را پوشاند بودند و زشت مانند شياطين جوان به نظر مىرسيدند . سنگ‌هائى را كه در دست داشتند به يكديگر مىكوبيدند و فرياد مىكردند : يا حسين ( ع ) ، يا حسين ( ع ) . اين عمل گويا بزرگترين مفهوم سوگوارى را دهد و تمثيلى از شهادت مظلومانه امام حسين ( ع ) باشد ، به همين دليل چند بار سنگ را به سينه كوفتند . اين گروه از جوانان ، ظاهرا بايد افراد فقيرى باشند كه با چنين شيون و زارى و نمايشى تمام ايام عاشورا مقابل حجره‌هاى بازار پرسه مىزنند تا ديگران به خاطر امام حسين ( ع ) به آنان صدقه بدهند . اينان شب‌ها براى

--> ( 1 ) - در اصل : شاعران . ( 2 ) - Tzaktzaku